تبلیغات
پری کوچک غمگین - داستانی از پائولو کوئیلو
 

صفحه نخست | ارتباط با ما | ایمیل مدیر | آر اس اس | طراح قالب

منوی اصلی

:: [cb:extrapage_title]


منوی اصلی

 :: صفحه نخست

 :: ایمیل مدیر

 :: ارتباط با ما

 :: نسخه موبایل

 :: آر اس اس


موضوعات

:: عشق
:: جمله های زیبا
:: سخن بزرگان
:: پند و اندرز
:: دو کلام حرف دل
:: اشعار دیگر اساتید
:: اشعار فروغ فرخ زاد
:: داستان

آمار و نویسندگان

نویسندگان :
:: م رضائی:: جوجه بیشعور
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید کل :





 تبلیغات





داستانی از پائولو کوئیلو

مرتبط با : داستان



http://semtedio.com/wp-content/uploads/2009/08/paulo-coelho.jpg


یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرک داد

همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید و خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده

______________________________________________


عذاب وجدان همیشه مال كسی است كه صادق نیست
آرامش مال كسی است كه صادق است
لذت دنیا مال كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند آرامش دنیا مال اون كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند


»

نوشته شده توسط جوجه بیشعور در چهارشنبه 7 تیر 1391

نظرات (


 

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by pari-kouchak-ghamgin
This Themplate  By Theme-Designer.Com


قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ