تبلیغات
پری کوچک غمگین - ترس
 

صفحه نخست | ارتباط با ما | ایمیل مدیر | آر اس اس | طراح قالب

منوی اصلی

:: [cb:extrapage_title]


منوی اصلی

 :: صفحه نخست

 :: ایمیل مدیر

 :: ارتباط با ما

 :: نسخه موبایل

 :: آر اس اس


موضوعات

:: عشق
:: جمله های زیبا
:: سخن بزرگان
:: پند و اندرز
:: دو کلام حرف دل
:: اشعار دیگر اساتید
:: اشعار فروغ فرخ زاد
:: داستان

آمار و نویسندگان

نویسندگان :
:: م رضائی:: جوجه بیشعور
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید کل :





 تبلیغات





ترس

مرتبط با :

آدمهای شکسته دو دسته اند:
آنهایی که یهویی از دست یک نفر افتاده اند...
آنهایی که یواش یواش از دست همه ترک برداشته اند...

این متن رو امشب جایی دیدم ، یاد چیز هایی افتادم که خیلی ازشون میترسم
یکی از اونها چیزی شبیه خط سوم همین پسته

اینکه آدم یواش یواش در طی زمان تبدیل بشه به چیزی شبیه "یادش بخیر" ، آره منظورم چیزی شبیه به خاطره بود

خیلی بده آدمی ، زمانی برای خود برو و بیایی داشته باشه و چشم باز کنه ببینیه تو کنج اتاقکی کوچک با روز نامه دیواری های  پاره روی دیوار، با خیلی چیز های دیگه ای که مخصوص آدم های تنهاس ، نشسته

و اونموقع فقط و فقط اشک میریزه و دلش میسوزه برای ندونستن قدر داشته ها

ای کاش کمی میشد توی یه سری چیز ها ، برای همیشه بیخیال بود ، ای کاش می شد آدم از این ترس ها نداشته باشه

اینکه آدم خودش بره برا یدل خودش تنها زندگی کنه خیلی فرق داره با اینکه نمور نمور به دست فراموشی سپرده بشه و حتی نزدیک ترین دوستان و اشناهاش هم حتی ندونن سنگ قبر این بد بخت کجاس ... چه برسه به اینکه سر بزنن بهش

دوستان ، بیاید کمی با هم مهربون باشیم ، توقع بیجا نداشته باشیم از هم ، همدیگه رو درک کنیم

ای کاش...
امشب
بجای اشک...
خون
از چانه ام
میچکید ...

شب همگی خوش


»

نوشته شده توسط جوجه بیشعور در یکشنبه 12 آذر 1391

نظرات (


 

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by pari-kouchak-ghamgin
This Themplate  By Theme-Designer.Com


قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ