تبلیغات
پری کوچک غمگین

قالب وبلاگ

در تاریکی بی آغاز و پایان
دری در روشنی انتظارم رویید
خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم:

اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
سایه ای در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد

پس من کجا بودم؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت
و من انعکاسی بودم
که بیخودانه همه خلوت ها را بهم می زد
در پایان همه رویاها در سایه بهتی فرو می رفت
من در پس در تنها مانده بودم

همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام

گویی وجودم در پای این در جا مانده بود،
در گنگی آن ریشه داشت
آیا زندگی ام صدایی بی پاسخ نبود؟

در اتاق بی روزن انعکاسی سرگردان بود
و من در تاریکی خوابم برده بود
در ته خوابم خودم را پیدا کردم
و این هشیاری خلوت خوابم را آلود
آیا این هشیاری خطای تازه من بود؟

در تاریکی بی آغاز و پایان 
فکری در پس در تنها مانده بودم.
پس من کجا بودم؟

حس کردم جایی به بیداری می رسم.
همه وجودم را در روشنی این بیداری تماشا کردم:

آیا من سایه گمشده خطایی نبودم؟

در اتاق بی روزن
انعکاسی نوسان داشت
پس من کجا بودم؟
در تاریکی بی آغاز و پایانِ بُهتی در پس در تنها مانده بودم...




طبقه بندی: اشعار دیگر اساتید،
[ جمعه 24 آبان 1392 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ جوجه بیشعور ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره پری

من پری کوچک غمگینی را می شناسم

که در اقیانوسی

مسکن دارد .

و

دلش را

در نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام

پری کوچک غمگینی که

شب از یک بوسه

میمیرد و سحرگاه

از یک بوسه بدنیا خواهد آمد

( فروغ )
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد کاتبان : عدد
كل دلنوشت ها : عدد
آخرین بروز رسانی :
حاشیه ها
www.codesmusic.persianblog.ir